گسستگی پیوسته

random11

سه شنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۴۰ ب.ظ

امروز ر.ب. خیلی تو فکر و مغموم بود. مغموم شدم. و متاسفانه هنوز اونقدی رو ندارم که برم از معلمم بپرسم چته. "هنوز"، چون بارها پیش اومد که دلم می‌خواست از معلمای افسرده المپیادم بپرسم چشونه و نپرسیدم. شاید چون خودم افسرده‌تر بودم. شایدم چون حس کردم با احتمال خوبی برداشت اشتباهی می‌کنن از حرفم و وضعیت آکواردی به وجود خواهد اومد :( 

کاش می‌دونستید چقد ناراحت می‌شم با دیدن غمتون. و این که نمی‌تونم کاری براش بکنم. همون طور که هیچ کس نمی‌تونست کاری واسم بکنه.

کاش آدم هایی که افسرده نیستن، قدر افسرده نبودن رو می‌دونستن.

و کاش آدمایی که افسرده هستن، بدونن که مریضن... ینی منظورم اینه که آگاه باشن که روحشون در وضع عادی خودش نیست و به خودشون انگِ ضعیف بودن نزنن...

کاش یکی اینارو به خودم گفته بود.

  • M //

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی