The most constant random
من حالم از یه چیز تو دنیا به هم میخوره، ینی شاید منزجرکنندهترین حس رو بهم میده و به همم میریزه قشنگ. هنوزم بعد از چند سال عادت نکردم و نمیدونم واکنش مناسب در برابرش چیه. هر وقت یه نشونه ای از این میبینم که یه آدم، بقیه آدمها رو برای خودش level بندی کرده و ارزش های متفاوتی برای آدمای تو level های مختلف قائله. تو یه جمله بخوام بگم، بعضی آدما رو برتر از بعضیای دیگه میدونه. (این مسئله با وجود یه سری آدم که ما ارادت خاصی (!) بهشون داریم فرق داره.)
کاری به بیعدالتی های دنیا و تبعیضای سیاسی و اینا ندارم، مثال خیلی ملموسش واسه خودم، آدمایین که وارد یه جوی میشن و کل دنیا رو از اون به بعد با دیدی که تو اون جو حاکمه نگاه میکنن. و طبعا جاج.
مثال خیلی خیلی ملموسش بعضی المپیادیای عزیزن که اسم هر آدم جدیدی که میشنون، دو حالت داره، یا طرف المپیادی نیست که اصن آدم حسابش نمیکنن! یا هست که سوالا شروع میشه... مدالش چیه؟ ریتینگ سیاف اش چیه؟ رتبه کنکورش چی شد؟ [تازه از اینجا دیگه چون میدونن طرف طلا نشده، از چشمشون افتاده و محض فوضولی ادامه میدن :))] چی میخونه؟ کدوم دانشگاه؟ از ایران رفته؟ کجا رفته؟؟ ... یا آدمایی که انقد تعصب دارن رو یه چیزی که باعث میشه خیلی چیزای دیگه رو نبینن و از دست بدن. مثلا رو رشته شون. مثلا رو مذهبشون. یا حتی خانومای محجبه ای که به نظرشون یه آدم بیحجاب، "بد" ه!
همین الان که مینویسم اینارو اعصابم خورد میشه ._.
در مورد المپیاد، تقصیر اون بچهها هم نیستا. ینی تو اون سن خیلی طبیعیه که آدم نفهمه و دنیا رو همینقد کوچیک ببینه. من هم شاید اوایل المپیاد یه کم این مدلی بودم، ولی توی رفتارم با آدما بروز پیدا نکرده بود. انننقد واضح فرق نمیذاشتم بین آدما! و یادمه سال اول که وضعم خوب بود (یا حداقل فک میکردم که خوبه!) و مرحله دو قبول نشدم فهمیدم که باید این قضاوتهای مزخرف رو دور بریزم! و ریختم. و بعد از اون بارها و بارها بهم ثابت شد که باید دور میریختم، حتی اگه اون موقع دلیلم منطقی نبوده.
الان قشنگ بعضی وقتا یه رفتارایی میبینم از سال پایینی هام، که دلم میسوزه براشون. که انقد درگیر چیزای مادی شدهن. آدمی که مرحله دو قبول نشده رو کم ارزشتر از یکی که مدال داره میدونن. ینی مثلا تحویل نمیگیرنش، احترام کمتری قائلن براش... و آدمی که مدال کشوری داره رو کم ارزش تر از یه آدم با مدال جهانی... و به همین ترتیب... :)) تازه این تو خودِ المپیاده! و بعضا حتی تو رشته خودشون. غیرالمپیادیا رو اصن آدم حساب نمیکنن فک کنم :)) هی میخوام بهشون بگم بابا به خدا زندگی بزرگتر از این حرفاست، همه چی تصادفیتر از این حرفاست، ولی مطمئن نیستم حرف درستی باشه در اون شرایط. و برداشت درستی بشه. خیلی وقتا هم انقد غرق شدهن که این حرفای من احتمالا فقط ارزشم رو از نظرشون کمتر میکنه که خب به یه ورم. کاری باهاشون ندارم :))
شاید این که انقد منزجر کننده ست برام دیدن این رفتارا، به خاطر همون بازه کوتاهیه که خودمم دچارش بودم و چون خودِ اون موقعم رو بهم نشون میدن انقد حالم بد میشه. نمیدونم. فقط امیدوارم یه روزی از جهل مرکب در بیان! قبل از این که ازش آسیب ببینن. شایدم من تو جهل مرکبم که در اون صورت ایشالا من یه روزی ازش در بیام! ولی بیا قبول کنیم خیلی مسخرهست. الان معیار مقایسه انسانیت آدما نمره س، چند وقت دیگه میشه پول... چند وقت بعدش معلوم نیست چی...
یه جمله ای بود، که اتفاقا تو بایوی اینستای موژان، یکی از همین سال پایینی هام دیده بودم (که کمتر غرق بود!) و درست یادم نیست که چی بود. ولی اصل مطلب این بود که "هیچ انسانی با انسان دیگر برابر نیست، از آن کمتر نیست، بیشتر هم نیست..." تکبیر واقعا.... :دی
هر آدمی زندگی خودش رو داره و زیبایی و خفونت و شاخ بودن مخصوص خودش رو. گهخوری بقیهش به ما نیومده و نمیتونه بیاد :))
#LifeIsBiggerThanYou
- ۹۷/۰۹/۱۳